کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 8 مرداد ماه ، 1389
 
ارتباط زنده با مديريت سايت

 مدير اصلي

Ahmad

Hamid

Ali


موضوعات سایت
  عكس
تعداد اخبار : 22 مورد
  آموزش
تعداد اخبار : 40 مورد
  عاشقانه
تعداد اخبار : 1 مورد
  بيوگرافي
تعداد اخبار : 2 مورد
  دانستنيها
تعداد اخبار : 17 مورد
  داستان
تعداد اخبار : 4 مورد
  فيلم
تعداد اخبار : 15 مورد
  مجله
تعداد اخبار : 0 مورد
  موبايل
تعداد اخبار : 6 مورد
  موسيقي
تعداد اخبار : 2 مورد
  خبر
تعداد اخبار : 12 مورد
  پيام كو تاه
تعداد اخبار : 18 مورد
  پزشكي
تعداد اخبار : 2 مورد
  نرم افزار
تعداد اخبار : 198 مورد
  طنز
تعداد اخبار : 8 مورد

مطالب تصادفی

دانستنيها
[ دانستنيها ]

·مشهورترین هکرهای جهان را بشناسید
·صرفه جویی در ویندوز 7
·مادربرد چیست؟
·عجیب‌ترین مشاغلی که درمورد آنها نمیدانید
·10 اعجـوبـه کوچک دنیا!
·چهار نکته که در مورد دندان هایتان نمیدانید
·۹ غذای برتر برای داشتن موی سالم
·اثرات اعجاب انگیز عشق بر سلامت
·رازهای افرادی که هیچگاه مریض نمی شوند

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

ديكشنري آنلاين

داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه
داستان

داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه

در یکی از مسافرت های سلیمان(ع) که جن و انس و پرندگان او را همراهی می کردند، عبورشان به سرزمین مورچگان (سرزمینی در نزدیکی طائف و به قول بعضی در نزدیکی شام) افتاد. یکی از مورچه ها با تعجیل سایر مورچگان را آگاه ساخت و به ایشان گفتبه خانه هایتان پناه ببرید و از مسیر سلیمان(ع) و یارانش دور شوید تا آنها شما را زیر پاهایشان لگدکوب نکنند. باد، صدای آن مورچه را به گوش سلیمان(ع) رسانید و سلیمان(ع) دستور داد تا او را به حضورش بیاورند. سپس به او گفت مگر نمی دانی که من پیامبر خدا هستم و از جانب انبیاء ستمی به دیگران نمی رسد؟ مورچه پاسخ داد چرا میدانم. سلیمان(ع) گفت: پس چرا مورچگان را از ما ترسانیدی؟ مورچه پاسخ داد منظور من این بود که آنها عظمت و شوکت ترا مشاهده نکنند تا خود را در مقابل تو حقیر پندارند و ناسپاسی به درگاه خداوند آغاز نمایند.
سخنان مورچه در نظر سلیمان(ع) معقول آمد. سپس مورچه سلیمان(ع) را خطاب داد و گفت آیا می دانی چرا خداوند از میان تمام قدرت ها باد را برای حرکت دادن تخت تو انتخاب نمود؟ سلیمان(ع) جواب داد نمی دانم. مورچه گفت برای اینکه بدانی تمام این قدرت و شوکت و مقام تو بر باد است و تو مغرور و متکبر نگردی.
داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه  www.khatere4you.com
براي خواندن ادامه داستان به قسمت ادامه برويد....


آنگاه سلیمان(ع) تبسم کرد و فرمود:"پروردگارا مرا توفیق شکر نعمت خود را که به من و پدرم عطا فرمودی، عنایت فرما..."

***************

روزی حضرت سلیمان(ع) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان(ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد، و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان(ع) مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه از دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت. سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

مورچه گفت: "ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند. خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد. این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم."

سلیمان به مورچه گفت: وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای؟

مورچه گفت آری او می گوید:

ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.



کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 23 فروردين ماه ، 1388 توسط ahmad  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 ماجرای دو گرگ  [يكشنبه، 9 فروردين ماه ، 1388]
 فقط خانم ها بخوانند !  [يكشنبه، 9 فروردين ماه ، 1388]
 داستان پیرمرد و مزرعه  [جمعه، 18 بهمن ماه ، 1387]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : vox39bus
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

 
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


اشتراک گذاري مطلب


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


 
موضوعات مرتبط

داستان


صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما



  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir