کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 اسفند ماه ، 1388
 
ارتباط زنده با مديريت سايت

 مدير اصلي

Ahmad

Hamid

Aisan


موضوعات سایت
  عكس
تعداد اخبار : 22 مورد
  آموزش
تعداد اخبار : 35 مورد
  عاشقانه
تعداد اخبار : 1 مورد
  بيوگرافي
تعداد اخبار : 2 مورد
  دانستنيها
تعداد اخبار : 16 مورد
  داستان
تعداد اخبار : 4 مورد
  فيلم
تعداد اخبار : 11 مورد
  مجله
تعداد اخبار : 0 مورد
  موبايل
تعداد اخبار : 5 مورد
  موسيقي
تعداد اخبار : 2 مورد
  خبر
تعداد اخبار : 10 مورد
  پيام كو تاه
تعداد اخبار : 18 مورد
  پزشكي
تعداد اخبار : 2 مورد
  نرم افزار
تعداد اخبار : 163 مورد
  طنز
تعداد اخبار : 8 مورد

مطالب تصادفی

خبر
[ خبر ]

·مايكروسافت هشدار داد
·گفتگو با لیندا کیانی بازیگر فیلم رستگاران
·10 پیش‏بینی وارونه په‏له
·زبان فارسی به سرویس ترجمه گوگل اضافه شد
·بهترين مدل تلفن هاي همراه جهان
·نوت‌بوک‌های ASUS سری جدید F6
·
·Rezaya & Mokhte & Mankan & Moghadam & Yas & 2afm - News
·مصر خواهان استرداد مجسمه نفرتیتی است+تصویر

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

 
*^*به سايت خاطره خوش آمديد *^* khatere4you > خاطره اي براي شما *^*: داستان

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه
داستان

داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه

در یکی از مسافرت های سلیمان(ع) که جن و انس و پرندگان او را همراهی می کردند، عبورشان به سرزمین مورچگان (سرزمینی در نزدیکی طائف و به قول بعضی در نزدیکی شام) افتاد. یکی از مورچه ها با تعجیل سایر مورچگان را آگاه ساخت و به ایشان گفتبه خانه هایتان پناه ببرید و از مسیر سلیمان(ع) و یارانش دور شوید تا آنها شما را زیر پاهایشان لگدکوب نکنند. باد، صدای آن مورچه را به گوش سلیمان(ع) رسانید و سلیمان(ع) دستور داد تا او را به حضورش بیاورند. سپس به او گفت مگر نمی دانی که من پیامبر خدا هستم و از جانب انبیاء ستمی به دیگران نمی رسد؟ مورچه پاسخ داد چرا میدانم. سلیمان(ع) گفت: پس چرا مورچگان را از ما ترسانیدی؟ مورچه پاسخ داد منظور من این بود که آنها عظمت و شوکت ترا مشاهده نکنند تا خود را در مقابل تو حقیر پندارند و ناسپاسی به درگاه خداوند آغاز نمایند.
سخنان مورچه در نظر سلیمان(ع) معقول آمد. سپس مورچه سلیمان(ع) را خطاب داد و گفت آیا می دانی چرا خداوند از میان تمام قدرت ها باد را برای حرکت دادن تخت تو انتخاب نمود؟ سلیمان(ع) جواب داد نمی دانم. مورچه گفت برای اینکه بدانی تمام این قدرت و شوکت و مقام تو بر باد است و تو مغرور و متکبر نگردی.
داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه  www.khatere4you.com
براي خواندن ادامه داستان به قسمت ادامه برويد....

يكشنبه، 23 فروردين ماه ، 1388 بازدید:137 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 137 بار بازديد شده

ماجرای دو گرگ
داستان

.:: ماجرای دو گرگ ::.

http://www.earlenesroots.com/Images/greywolves.jpg

يكشنبه، 9 فروردين ماه ، 1388 بازدید:159 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 159 بار بازديد شده

فقط خانم ها بخوانند !
داستان

فقط خــــــانوم هـــــا بخواننــــــد

.:: برای خواندن این داستان جالب به ادامه مطلب بروید ::.

http://grayidea.files.wordpress.com/2007/10/ist2_2770014_washing_dishes.jpg

يكشنبه، 9 فروردين ماه ، 1388 بازدید:167 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 167 بار بازديد شده

داستان پیرمرد و مزرعه
داستان

داستان بسیار زیبای پیرمرد و مزرعه

.:: پیشنهاد میکنم حتما ببینید ::.




جمعه، 18 بهمن ماه ، 1387 بازدید:200 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 200 بار بازديد شده

جستجو در سايت خاطره



آمار کاربران

دانلود آسان TOP DOWNLOAD



پخش زنده سيما
http://www.khatere4you.com/Hamid/Pic/index_08.gif
http://www.khatere4you.com/Hamid/Pic/index_14.gif
http://www.khatere4you.com/Hamid/Pic/index_15.gif
http://www.khatere4you.com/Hamid/Pic/index_19.gif
http://www.khatere4you.com/Hamid/Pic/index_22.gif


صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما



  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir